خاستگاه

هر چارچوبی، پیش از آنکه نوشته شود، سال‌ها در ذهن شکل می‌گیرد. پیش از آنکه به زبان درآید، در تجربه آزموده می‌شود. و پیش از آنکه به دیگران عرضه شود، بارها مورد تردید قرار می‌گیرد. «چارچوب قضاوت حرفه‌ای» نیز از چنین مسیری گذشته است.
پرسشی که همه‌چیز از آن آغاز شد

وقتی همه‌چیز قابل محاسبه شود، جایگاه قضاوت انسانی کجاست؟

این پرسش، واکنشی به ظهور هوش مصنوعی نبود.

سال‌ها پیش از آن نیز، در مواجهه با سازمان‌ها، پروژه‌ها و تصمیم‌هایی که هیچ پاسخ آماده‌ای برای آن‌ها وجود نداشت، همین پرسش بارها خود را نشان داده بود.

چگونه است که دو مدیر با داده‌های یکسان، به تصمیم‌هایی کاملاً متفاوت می‌رسند؟

چه چیزی فراتر از اطلاعات، کیفیت قضاوت را تعیین می‌کند؟

سال‌های مشاهده

پیش از آنکه چیزی نوشته شود، باید چیزی دیده شود.

این چارچوب در اتاقی بسته یا پشت میز طراحی نشد.

ریشه‌های آن در سال‌ها مشاهده سازمان‌ها، گفت‌وگو با مدیران، تجربه پروژه‌های واقعی و مطالعه میان‌رشته‌ای شکل گرفت.

به‌تدریج الگویی آشکار شد:

بیشتر شکست‌های راهبردی، نتیجه کمبود اطلاعات نبودند؛ نتیجه ضعف در قضاوت بودند.

نقطهٔ عطف

هوش مصنوعی، پرسش را تغییر نداد؛ آن را آشکارتر کرد.

با گسترش هوش مصنوعی، بسیاری تصور کردند که تصمیم‌گیری نیز به‌تدریج به ماشین‌ها واگذار خواهد شد.

اما واقعیت، مسیر دیگری را نشان داد.

هرچه توان محاسباتی افزایش یافت، مسئولیت تصمیم بیش از پیش بر دوش انسان باقی ماند. از همین‌جا، ایده تدوین یک چارچوب نظام‌مند برای قضاوت حرفه‌ای شکل گرفت.

 

تولد چارچوب

از مشاهده، به نظام.

هدف، گردآوری مجموعه‌ای از توصیه‌های مدیریتی نبود.

هدف، طراحی زبانی مشترک برای اندیشیدن درباره قضاوت بود.

چارچوب قضاوت حرفه‌ای، تلاشی است برای تبدیل تجربه‌های پراکنده به مدلی منسجم؛ مدلی که بتوان درباره آن آموزش داد، آن را نقد کرد، توسعه داد و در عمل به کار گرفت.

  • 1مشاهده

    در محیط‍‌های واقعی، با دقت و بدون پیش‌داوری مشاهده کردیم.
  • 2بازتاب و بدون تامل

    تجربه‌ها را بازتاب دادبم و پرسش‌های عمیق‌تری طرح کردیم
  • 3الگویابی

    در میان پیچیدگی‌ها، الگوها و اصول نکرارشونده آشکار شدند.
  • 4تدوین چارچوب

    الگوها به زبانی منسجم تبذیل شدند. چارچوبی برای قضاوت حرفه‌ای
  • 5به‌کار گیری در عمل

    چارچوب در محیط‌های واقعی آزموده شد و به تدریج نکامل یافت.

چرا انتشار آن ضروری بود؟

اندیشه‌ای که نوشته نشود، به گفت‌وگو تبدیل نمی‌شود.

این چارچوب، پاسخی نهایی به مسئله قضاوت نیست.

دعوتی است برای آغاز گفت‌وگویی که در سال‌های آینده اهمیت آن بیش از پیش آشکار خواهد شد.

انتشار این چارچوب، تلاشی است برای آنکه درباره کیفیت قضاوت، همان اندازه دقیق سخن بگوییم که امروز درباره کیفیت داده یا کیفیت فناوری سخن می‌گوییم.

درباره کیزاد

کیزاد جعفری پژوهشگر و مشاور حوزه تصمیم‌گیری، تحول سازمانی و کاربرد مسئولانه فناوری‌های نوین است.

تمرکز او بر یک پرسش بنیادین قرار دارد:

چگونه می‌توان کیفیت قضاوت حرفه‌ای را در جهانی که به‌سرعت در حال محاسبه‌پذیر شدن است، حفظ و تقویت کرد؟

فعالیت او بر توسعه «چارچوب قضاوت حرفه‌ای» و به‌کارگیری آن در محیط‌های واقعی سازمانی متمرکز است

این آغاز یک گفت‌وگو است.